چهارشنبه , ۲۷ تیر ۱۳۹۷ | ۱۲:۵۶ امکانات
خانه / آخرین اخبار ایران و جهان / فرهنگ و هنر / سینما / هادی حجازی فر: شخصیت موسی در لاتاری را تحسین می‌کنم
کدخبر : 230767۹۷۰۲۲۶ ۱۳۹۷-۰۲-۲۶ - ۷:۴۹ ق.ظ

هادی حجازی فر: شخصیت موسی در لاتاری را تحسین می‌کنم

به گزارش مجله مدیا صلح

هادی حجازی فر: شخصیت موسی در لاتاری را تحسین می‌کنم


روزنامه سازندگی - ندا طیبی: هر چند فیلم «ایستاده در غبار»، نقطه عطفی در کارنامه هنری هادی حجازی فر بود، اما مخاطبان پیگیر و حرفه ای تئاتر، تجربه های موفق او را به ویژه در اجرای نمایش های عروسکی به یاد دارند. او البته در فیلم «مزرعه پدری» زنده یاد رسول ملاقلی پور هم بازی کرده بود اما نامش به عنوان بازیگری مستعد در سینما مطرح شد. حجازی فر سال گذشته با فیلم های «لاتاری»، «به وقت شام» و «دارکوب» در جشنواره فیلم فجر حضور داشت. به انگیزه اکران «لاتاری» گپ و گفتی با او داریم از روزهای آغازین کارش در تئاتر شروع کردیم و به برنامه ها و رویاهای آینده اش رسیدیم.

موسی را تحسین می کنم

اجازه دهید کمی به عقب برگردیم، به اولین روزهای فعالیت شما در تئاتر.

- تئاتر برای من از دوره دبیرستان و از سال 70 و در شهرستان شروع شد. در آن دوره رویای ما شرکت در جشنواره فجر بود که لازمه آن حضور در جشنواره های استانی منطقه ای و استانی بود و این جشنواره ها فرصت بسیار مغتنمی برای دیدن نمایش های بسیار متعدد بود، ولی با ورود به رشته تئاتر دانشکده هنرهای زیبا فضای جدیدتری برایم پیش آمد.

شما که تئاتر را با دنیای فانتزی عروسک ها ادامه دادید، چگونه از فیلم های جنگی سر در آوردید؟

- ذاتا و به شدت آدم تجربه گرایی هستم و همین میل، مسیر مرا از گرایش های مختلفی که در دانشکده تجربه کردم به تئاتر عروسکی رساند. در تئاتر همه کارهایی را که یک دانشجو ناچار است برای کارش انجام دهد، تجربه کردم؛ طراحی، بازیگری، کارگردانی و ... ولی ریسک پذیر بودن در کار هنری، باعث شد به سمت تئاتر عروسکی بروم تا از آن تکنیک یاد بگیرم. دانشکده هنرهای زیبا به شدت عملی است و آموزش دروس آن در پلاتوها اتفاق می افتد. البته با کمی اکراه به این سمت رفتم ولی در ادامه با شناخت امکانات تئاتر عروسکی که به رشد تخیل، تصویرسازی، بی مرز بودن در میزانسن و طراحی کاراکتر کمک می کند، بیشتر جذب آن و از آن دوره، به یک کارگردان نمایش عروسکی تبدیل شدم ولی علاقه ام به دیگر گونه های دیگر تئاتری حفظ شد و جاه طلبانه ترین تجربه ام در این نوع تئاتر «ملاقات بانوی سالخورده» بود که با تلفیقی از ستاره، عروسک و ... تجربه بسیار موفقی بود و برای آن جایزه کارگردانی تئاتر فجر و طراحی صحنه را گرفتم.

اتفاق مهمتر استقبال خوب مخاطبان در اجرای عمومی و جشنواره بود. تئاتر دانشگاهی و فضای آکادمیک و تجربه گرای آن فرصت بسیار خوبی برای تجربه اندوزی بود. به همین دلیل کسانی که درباره بازیگری می پرسند، پیشنهاد می دهم دانشگاه را تجربه کنند چون روح تجربه در دانشگاه دست کم در دوره کارشناسی فراهم است، البته در دوره کارشناسی ارشد در دانشگاه تربیت مدرس یا فضایی کاملا آکادمیک مواجه شدم که اوایل کمی مرا پس زد چون با فضای آزمون و خطای تمرین های پلاتویی هنرهای زیبا خیلی متفاوت بود. از سوی دیگر فضای حرفه ای ناخودآگاه، نوعی احتیاط را منتقل می کرد. چون موقعیت های اخیر به سختی به دست می آمد و یک تجربه ناموفق می توانست سه، چهار سال روند کاری تو را به تعویض بیندازد. در همین فقدان، بسیاری از بچه های با استعداد عطای کار را به لقایش بخشیدند ولی من پر از رویا بودم و همان رویاها مرا کشاند. با وجود این که آدم عجولی هستم، در کار صبور بودم و برای امروز معاش ترجیح دادم از راه های غیر مرتبط استفاده نکنم. در حوزه تدوین، تلویزیون و ... کار کردم.

موسی را تحسین می کنم

ظاهرا بیشتر به فضاهای جنگی تمایل دارید اما فکر نمی کنید حضور مستمر در این فضا، شما را برای تجربه اندوزی های بعدی محدود می کند؟

- «ایستاده در غبار» به فضایی تعلق داشت که تمام کودکی من در آن گذشته بود و تعلق خاطر و شناختی که از این آدم ها داشتم، خیلی به من کمک کرد ولی به رغم احترام و علاقه ای که به این ژانر و فضا دارم، خود را بیشتر یک تکنسین یا تجربه گرا در حوزه هنرهای نمایشی می دانم و ترجیحم تجربه کردن در بخش های مختلف است. هرگز چنین نیست که خودم را فقط به یک ژانر خاص محدود کنم بلکه در حال یادگیری هستم. اسم کارگردان ها برایم مهم نیست، هرچند ترجیحم کار کردن با جوان ترهاست که ایده دارند و نشاط و بکر بودن شان مرا هم سر ذوق می آورد.

واقعا دنبال یادگیری و تجربه هستم چون در نهایت همه اینها برای آن است که به رویای بزرگترم، کارگردانی برسم. در این مدت هم فیلم های مختلفی را تجربه کرده ام که اصلا ربطی به فضای جنگ و دفاع مقدس نداشته اند و اکران می شود و منتظر بازخوردهایش هستم. تا حدودی هم کارهایم توسط صاحبان قلم و متخصصان فن دیده شده و انرژی های خیلی خوبی گرفته ام ولی هنوز زمان آن نرسیده که بگویم این نقش فوق العاده است و تمام تلاشم مرا برایش کرده ام و از آن راضی هستم. شاید د، سه سال دیگر می توانم با خیال راحت دست کم در خلوت خودم بگویم بالاخره نقشی را که دوست داشتم، بازی کردم.

کمی درباره «لاتاری» صحبت کنیم، برخی از تماشاگران «موسی» را قهرمان خطرناکی می دانند که برای احقاق حق دست به خشونت نمی زند. مواجهه شما با او چگونه است و اصولا دیدگاه تان درباره قهرمان در سینما چیست؟

- تا جایی که یا دم می آید، همیشه سینما جایی بوده برای دیدن آدم هایی که شاید در زندگی عادی مان نمی توانیم پیدای شان کنیم و اصلا همین خاصیت این آدم ها را به قهرمان تبدیل می کند. منظورم تعریف تئوریزه قهرمان یا ضد قهرمان نیست. بحثم شخصیتی است که در نهایت در ذهن مخاطب شکل می گیرد. اصلا سینما برای همین رویا فروختن و ساختن تصویری است که شاید در واقعیت وجود نداشته باشد و موسی یکی از همین آدم هاست که همدلی تماشاگر را بر می انگیزد اما این که چقدر خطرناک است و چقدر خطرناک نیست؛ اگر در طول تاریخ فیلمی را پیدا کردی که قهرمانش و ضد قهرمانش توانست با کارهایی که انجام می داد

باعث خطر شود، آن زمان موسی هم می تواند. اصلا این یک کهن الگو است که یک سرباز قدیمی، یک کهنه سرباز، به رغم خودش برای اصلاح جامعه ای که در آن زندگی می کند، وارد عمل می شود. به نظرم تحلیل های فرامتنی گول زدن خود ماناست، کلی می توانم مثال نقیض پیدا کنم تا ثابت کنم هر کسی که چنین حرفی می زند، زمانی از قهرمان فیلمی که آن را دوستش داشته دفاع کرده است. بنابراین با این سخنان خیلی موافق نیستم. هدفی هم که زمان ساخت «لاتاری» داشتیم، همین بود . بعد از مدت ها در سالن دست زدن جیغ زدن و سوت کشیدن می بینی، اینها یعنی که ما به هدف خودمان رسیده ایم. دوباره از دل همین حرف می تواند کلی اگر و اما دربیاید ولی من به شدت کاراکتر موسی را دوست داشتم

و به عنوان مخاطب هم او را تحسین می کنم، هر چند شاید بتوانم شبیه او را در عالم واقعی پیدا کنم ولی به هر صورت تحسینش می کنم. موسی هایی را می شناسم که به این شدت واکنش نشان می دهند ولی تلاش کرده اند سالم زندگی کنند و در همان محدوده کوچکی که دارند، بتوانند مثمر باشند. در نهایت هم یادمان نرود که ما با سینما طرفتیم، جایی که تخیل می فروشد و تصویری می سازد که در زندگی عادی مان نمی توانیم پیدا کنیم. اگر در طول تاریخ قهرمان در فیلم های سینمایی مانده و از او استقبال شده و دوام آورده، بی دلیل نیست، این همه فیلم بدون قهرمان و این همه فیلم های متفاوت، «لاتاری» هم فیلمی در کنار اینها، هیچ ایرادی ندارد دوستان تحمل کنند.

موسی را تحسین می کنم

گفته بودید امسال را بیشتر به تئاتر اختصاص می دهید. هنوز هم چنین تصمیمی دارید؟

- به تئاتر به عنوان یک نیاز شخصی برای این که بتوانم تجدید قوا کنم، نگاه می کنم. طبعا در تئاتر پیشنهادهای مختلفی می آید ولی به واسطه تجربه هایی که داشته ام و کمی هم مشکل زمانی دارم، نوع کار و حرف ها و حاشیه هایی که هست، مرا دچار استرس می کند. احساس می کنم باید تعهداتی را که دارم، انجام دهم، یکی از رویاهای من و همسرم که تحصیلات ایشان هم تئاتر است، داشتن یک سالن تئاتر است. امیدوارم بتوانیم سالی داشته باشیم

که تعریف تجربی تری داشته باشد. یعنی هم در بخش سخت افزاری تئاتر به فکر هستیم و هم در کارگردانی و بازیگری. شاید نمی خواهم امکانی را که برای تجربه کردن در سینما برایم پیش آمده از دست بدهم و نمی خواهم هم انکار کنم که ترجیح می دهم پول برخی پروژه های سینمایی را به تئاتر بیاورم در سالنی کوچک اما مجهز و محترم. نقشه ها و برنامه هایی داریم ولی زمان و تجربه ثابت کرده ما حتما نمی توانیم انتخابگر باشیم و شرایط هم می تواند روند اجرای برنامه های ما را متوقف کند یا تند کند.

و به عنوان آخرین پرسش ممکن است این سوال به وجود بیاید که چرا بیشتر تمایل دارید با حسین مهدویان کار کنید؟

- نه تنها من بلکه کل گروه حسین مهدویان یک شباهت رفتاری داریم و آن هم میل به تجربه کردن است که از عشق به سینما می آید. به همین دلیل می توانیم تجربه های خلاف جهت آب و خطرناک داشته باشیم. ممکن است ناگهان کار کودک انجام دهیم. به همین دلیل جدا شدن از این گروه وقتی هدفت یک یاست، کمی سخت تر می شود، کار کردن با حسین مهدویان را دوست دارم چون امکان و فضای بیشتری برای تجربه کردن به من می دهد. البته همزمان با همکاری با او روی فیلمنامه ام هم کار می کنم

و دوست دارم فیلمم را بسازم و هر چه سریع تر وارد دنیایی شوم که بیش از هر چیزی دوستش دارم و در کنارش کمی گزیده تر کار کنم. در عین حال از تجربه های تازه نمی ترسم، تحسین را دوست دارم ولی از مواخذه شد ن نمی ترسم. چون همانطور که گفتم، آنقدر ترس در وجودمان هست که دیگر اجازه ندهم ترس از موفق نشدن یا مورد نقد واقع شدن به همه ترس هایم اضافه شود. طبعا سینما با مخاطب زنده است و امیدوارم مخاطب من هم ادعایم را مبنی بر تجربه گرا بودنم بپذیرد. امیدوارم امسال سالی باشد که همه آدم ها به رویاهای شان نزدیکتر شوند، از جمله خود من.



منبع : برترینها

اگر فیلم یا فیلم یا تصاویری دارید که تمایل دارید با دیگران به اشتراک بگذارید، از بخش خبرنگاران صلح برای ما ارسال نمایید. تا پس از بررسی در مجله مدیا صلح منتشر گردد.

اگر تمایل داشته باشید با نام شما منتشر خواهد شد. البته در ارسال تصاویر و فیلم ها و فیلم های خودتان، قوانین و عرف را رعایت نمایید تا قابلیت پخش داشته باشند.

خبرنگاران پایگاه تحلیلی خبری صلح

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.