چهارشنبه , ۳۱ مرداد ۱۳۹۷ | ۰۰:۳۶ امکانات
خانه / مجله / مجله سرگرمی / ندانستنی‌های جالب (۲)
کدخبر : 230962۹۷۰۲۲۹ ۱۳۹۷-۰۲-۲۹ - ۹:۴۹ ق.ظ

ندانستنی‌های جالب (۲)

به گزارش مجله سرگرمی صلح

ندانستنی‌های جالب (۲)


مجله همشهری دانستنیها - جلال افشار:

1. زبان روباه، گوشت خرس، مغز استخوان گور ایرانی و خون تشی خاصیت دارویی دارد

عطارهای دوره گرد، با جعبه هایی پر از چیزهای عجیب و غریب، همواره مورد توجه مردم بوده اند و در قوطی عطاری آنها همه چیز پیدا می شده است. آنها علاج هر دردی را می دانستند و برای آن دوای مخصوص داشتند. در این بین، اجزای بدن جانوران طرفداران بسیار زیادی داشته است؛ متأسفانه هنوز هم برخی از گونه های جانوری به طمع خاصیت درمانی دورغین بخشی از بدنشان، با بی رحمی تمام، از پای در می آیند.

روباه ها کشته می شوند تا جادوگری بر زبان حیوان وردی بخواند تا عارضه جنون را علاج کنند؛ روباه ها به هوش زیاد شهرت دارند و این همان استدلال وردخوانان است برای خاصیت دارویی زبان روباه. با این همه، اگر چنین موضوعی درست باشد، زبان همه موجودات و از جمله انسان هم، می بایست همان خاصیت دارویی را داشته باشد. خرس ها هم از حمله عطاران در امان نمانده اند؛ عطارها گوشت خرس را برای درمان ناباروری تجویز می کنند. با وجود رژیم همه چیز خواری خرس، اصولا گوشتخواران، نمی توانند غذا یا حتی دارویی مناسب برای انسان باشند، حال آن که، هیچ مرجع علمی هم چنین خاصیتی برای گوشت خرس قائل نیست و آنچه حقیقت دارد این است که خرس ها قربانیان این افسانه می شوند.

باورهای نادرست در حوزه تاریخ

در این بین، علفخوار بی آزاری مانند گور ایرانی Equus hemionus onager)) هم قربانی باورهای غلط درمانی شده است؛ باوری مبنی بر این که مغز قرمز استخوان این تک سم، داروی درد مفاصل است و در برهه ای از تاریخ تا سازمان های حفاظتی به خود بیایند، گور ایرانی در بسیاری از پهنه های زیستگاهی خود، به دلیل باوری بی پایه و اساس، در معرض خطر انقراض قرار گرفت.

در این بین، شبه علم هم به کمک عطاران دوره گرد آمده است. در این میان، تَی قربانی چنین شایعه پراکنی هایی شده است؛ این جاندار با ظاهری شبیه به جوجه تیغی اما کاملا متفاوت با آن، بزرگترین جونده ایران است و شایعه غیرعلمی خاصیت دارویی خون این جونده برای درمان بیماری تنفسی آسم، بهانه ای شده است برای کشتن این جاندار بی آزار، بعضی ها به هیچ جانوری رحم نمی کنند و برای پر کردن جیب های شان از گفتن هیچ دروغی ترسی ندارند.


2. مغز پرندگان فاقد قشر خاکستری است

برای این که حرف زدن با توانایی ابزارسازی پرندگان را به رفتارهایی غریزی و فاقد معنا تقلیل دهیم، توجيهات علمی زیادی تراشیده شده و یکی این است که مغز پرندگان خیلی ساده تر و کوچکتر از مغز پستانداران است. تا مدت ها رفتارشناسان و عصب شناسان بر سر این که پرندگان واقعا چقدر می فهمند، اختلاف نظر داشتند. رفتارشناسی نشان می داد پرندگان سخنگو از حرف زدن به زبان انسان منظور مشخصی دارند، ولی عصب شناسی می گفت با این مغز نخودی نمی شود چنین رفتار انسان گونه ای داشت.

مغز پرندگان واقعا فاقد قشر خاکستری است؛ اما قشر خاکستری دقیقا چیست؟ مغز ما و بقیه جانوران از تجمع انبوهی یاخته عصبی یا نورون ساخته شده. هر نورون شامل یک جسم یاخته ای و تعداد زیادی بخش رشته ای است که تارهای عصبی را می سازند. جسم یاخته ای نورون های ما بخش مهمی از فرایند پردازش عصبی را انجام می دهند و هر چه تعداد و تراکم شان بیشتر باشد، عملکرد مغز بهتر است.

باورهای نادرست در حوزه تاریخ

در پستانداران تعداد نورون ها به قدری زیاد است که جسم یاخته ای نورون ها در قشر مغز انباشته شده و چون سطح قشری مغز محدود است، این سطح، چین خوردگی هم پیدا کرده تا جسم های یاخته ای جای بیشتری داشته باشند و در همان ناحیه قشری جای بگیرند. اما جسم یاخته نورون های پرندگان در مغز آنها
جای متمایزی ندارد و ظاهرا جای زیادی هم اشغال نکرده اند. منتها واقعیتی که تا همین اواخر درباره مغز پرندگان نمی دانستیم، این جاست که حجم جسم یاخته ای نورون های پرندگان خیلی کوچک تر از پستانداران است، چون پرنده ها ژنوم کوچکتری دارند، هسته یاخته های شان کوچک تر است و انرژی کمتری هم برای فرایندهای مولکولی ژنتیک صرف می کنند.

این نکته نادیده ما را از درک طبیعت مغز پرندگان عاجز کرده بود: مغزهای نخودی پرندگان ساختار بسیار فشرده تر و بهینه تری نسبت به قشر چروکیده و خاکستری مغز پستانداران دارد و از این روست که پرندگانی با مغزهایی به اندازه یک فندق، می توانند از سگ و گربه و حتی میمون ها باهوش تر باشند، حرف بزنند و ابزار بسازند.


3. اشباح مزاحم می توانند خانه شما را به هم بریزند

پولترگایست در افسانه های محلی اروپایی نوعی شبح است که می تواند روی اجسام تأثير بگذارد و اگر مایل باشد، وسایل خانه یا اتاق را به هم بریزد. داستان های زیادی در مورد اشباحی که چنین کاری کرده اند، وجود دارد. در این داستان ها گاهی هم ادعا می شود که پولترگایست مورد نظر، انسان ها را مورد ضرب و شتم و آزارهای فیزیکی مختلف قرار داده است ولی به طور معمول، داستان های آنها شامل جابجا شدن وسایل منزل، ایجاد صدای ضربه روی درها و دیوارها و پرتاب وسایل مختلف مانند وسایل آشپزخانه و ظروف در فضای داخل ساختمان هستند.

در مورد صحت این ادعاها باید بگوییم که در بسیاری موارد نشان داده شده ادعاهای افراد در مورد تسخیر خانه شان به وسیله یک پولترگایست، جعلی و ساختگی است. یکی از محققان دنیای روان بینی به نام «فرانک پادمور» توضیحی ساده به نام «دخترک کوچک بازیگوش» را مطرح کرد و نشان داد که در بسیاری موارد، کسی که اجسام را جابجا یا حتی به این سو و آن سو پرتاب می کند، در حقیقت فرزند کوچک خانواده است که برای شیطنت و ترساندن دیگران یا برای جلب توجه اقدام به این کار کرده است.

باورهای نادرست در حوزه تاریخ

البته توضیحات محققان همیشه این قدر ساده نبوده است. یکی از مشهورترین محققان دنیای پارانرمال به نام «جو نیکل» هم معتقد است که حوادث نسبت داده شده به پولترگایست ها معمولا در اثر فعالیت فردی با نیت شیطنت آمیز اتفاق می افتند. همین طور به باور آقای نیکل، وقایعی که به وسیله شاهدان عینی در این مورد توصیف می شوند، بسیار اغراق آمیزند و افراد به آنها شاخ و برگ های زیادی می دهند.

در دنیای روان شناسی، رشته ای به نام «روان شناسی ناهنجار» وجود دارد که به بررسی برخی مسائل پارانرمال می پردازد. بر اساس تحقیقاتی که در این رشته انجام شده، مسائلی را که به پولترگایست ها نسبت داده می شود، می توان با کمک پدیده های شناخته شده روان شناسانه مانند توهم بصری، زایل شدن کوتاه مدت حافظه و «پندار آرزومندانه» به راحتی توضیح داد. به عبارت دیگر، به دلیل ذهنیتی که افراد حاضر در محل دارند، اتفاقات عادی می توانند به صورت غیرواقعی جلوه کنند و آنان را به این اشتباه بیندازند که اتفاقی خارق العاده در آن مکان افتاده است.


4. فضایی ها نقوش مزارع را می سازند

نقوش مزارع با دایره های کشتزار طرح هایی هندسی یا غیر هندسی هستند که گاهی در برخی مزارع روی زمین و با خم کردن یا شکستن ساقه محصولات و خواباندن آنها روی زمین ظاهر می شوند. به باور بسیاری از یوفولوژیست ها این پدیده، در گذشته های دور هم اتفاق می افتاده است و آن قدرها هم پدیده جدیدی نیست.

آنها به پوستری با عنوان «شیطان دروگر: با اخبار عجیب هارتفوردشایر» اشاره می کنند که در سال ۱۶۷۸ (۱۰۵۷) در انگلستان چاپ شد و مدعی بود که شیطان به صورت شبانه به مزارع حمله و طرح هایی در آنها ایجاد می کند. با این حال، توجه شدید به این پدیده از دهه 1970 آغاز شد. در آن زمان، موج عظیمی از نقوش مزارع ناگهان در مزارع انگلستان ظاهر شدند. رسانه های جهان هم بلافاصله این پدیده اسرارآمیز را در اخبار خود منعکس کردند، زیرا کسی نمی دانست این نقوش چگونه و به وسیله چه عاملی ایجاد می شوند. پس از مدتی افرادی ادعا کردند که پیش از ظاهر شدن نقوش، نورهایی را بر فراز مزارع دیده اند. همین طور افراد زیادی مدعی بودند که جاذبه درون این نقوش با زمین اطراف تفاوت دارد و رو به مرکز این دوایر جهت دارد.

باورهای نادرست در حوزه تاریخ

به همین دلیل بود که توجه یوفولوژیست ها به این پدیده جلب شد و آنها هم فرضیه خود را مبنی بر این که یوفوها طراحان و ایجاد کنندگان این نقوش هستند، مطرح کردند. همین طور به دلیل نزدیکی برخی از این نقوش با سایت های باستانی مانند «استون هنج» یا «ایوبری» و راز آلودگی مرتبط با این سایت ها، يوفولوژیست ها بهانه ای پیدا کردند تا نقوش مزارع را با انرژی های اسرار آمیز و خیالی مرتبط بدانند. به مرور زمان هم گروه های تحقیقاتی متعددی شکل گرفتند که انواع مختلفی از توضیحات و تفاسیر را برای آنها مطرح می کردند.

این داستان در دهه 1980 به همین منوال ادامه پیدا کرد تا این که در سال 1991، دو نفر به نام های «دانگ باور» و «دیو چورلی» مدعی شدند که از سال 1978 شروع به ساختن این نقوش کرده اند. این دو نفر مدعی بودند که با کمک ابزارهای خود یعنی یک تخته که در دو طرفش، دو تکه طناب بسته شده بود و با فشردن پا روی محصولات نقوش مختلف را ایجاد می کردند. آنها برای اثبات ادعای شان، چندین خبرنگار را به محلی دعوت کردند و به صورت عملی، نحوه ساخت نقوش مزارع را نشان دادند. با این که این دو نفر نمی توانستند نقوشی را که پیش از آغاز فعالیتشان ایجاد شده بودند، توضیح دهند؛ اما منتقدان و شکاکان هم به دلیل سادگی ایجاد این نقوش، این طور نتیجه گرفتند که نقوش دیگر هم می توانند به سادگی نتیجه فعالیت گروه های دیگری مثل داگ و دیو باشند.


5. هارپ می تواند زلزله ایجاد کند

در سال های اخیر، تقریبا پس از هر زلزله شدید در نقاط مختلف دنیا، شایعاتی مبنی بر این که ایالات متحده آمریکا با استفاده از ابر سلاحی به نام «هارپ» (HAARP) قادر است زلزله هایی مصنوعی در نقاط مختلف جهان ایجاد کند، داغ می شوند. همین طور برخی مدعی هستند که این مجموعه تحقیقاتی قادر است لایه های اتمسفر را حرارت دهد و تغییرات آب و هوایی یا حتى توفان هایی را در سراسر سیاره ما ایجاد کند. اما هارپ واقعا چیست؟

پروژه «هارپ» شامل یک رصدخانه در محوطه ای به مساحت حدودی 11.3 هکتار است. در این محوطه 180 آنتن فرکانس بالا قرار دارند که ارتفاع هر کدام از آنها به حدود 22 متر می رسد. هر یک از این آنتن ها دست بالا 3600 کیلووات توان دارند، یعنی چیزی حدود 75 برابر یک ایستگاه رادیویی معمولی که البته این مقدار انرژی، کسر بسیار ناچیزی از میزان تشعشعاتی است که در هنگام یک توفان خورشیدی معمولی به زمین می رسد با وجود آن که رصدخانه به طور مستمر کار می کند، آنتن های مجموعه، تنها حدود ماهی یک بار و در مواقعی که فعالیت تحقیقاتی بخصوصی مورد نیاز باشد، به کار می افتند.

باورهای نادرست در حوزه تاریخ

متأسفانه باید به نظریه پردازان توطئه و طرفداران شان گفت که هارپ به هیچ عنوان قادر به دست کاری آب و هوا نیست. فرکانس انرژی های مخابره شده با هارپ نمی تواند به وسیله «تروپوسفر» با «استراتوسفر» جذب شود. تنها «يونوسفر» است که این امواج را جذب می کند و خب، چندین کیلومتر با بالاترین لایه های اتمسفری فاصله دارد. البته با این که این امواج، تأثیر زیادی ندارند، اما می توان با دستگاه های خاص رصد، تأثیرشان را دید. در روز، امواج خورشیدی آن قدر با قدرت يونوسفر را یونیزه می کنند که اثرات بسیار ضعیف هارپ نمی توانند کوچکترین تأثیری بر این لایه بگذارند.

بنابراین به محض این که آنتن های هارپ خاموش شوند، اثرات آن بلافاصله از بین می روند. بنابراین می توانیم با اطمینان بگوییم که هارپ اصلا قادر نیست کوچکترین تغییر قابل ملاحظه ای را در آب و هوا ایجاد کند، چه برسد به حرکت لایه های داخل زمین و ایجاد زلزله به همین ترتیب، ادعاهای دیگر یعنی کنترل افکار انسان هاهم کاملا بی معنی و تنها زاییده تخیلات بیش فعال نظریه پردازان توطئه است.


6. یتی در کوه های هیمالیا زندگی می کند

در افسانه های محلی نپال، «یتی» نوعی موجود شبه بوزینه است که از انسان معمولی، کمی بلندقدتر است و بدنش هم به طور کامل از موهای سفیدرنگ پوشیده شده. باور کلی بر این است که این موجود در منطقه هیمالیا، یعنی جایی که اکنون کشورهای نپال، بوتان و تبت قرار دارنده زندگی می کند. واقعیت این است که نام یتی یا «مته» به مردم بومی این مناطق اطلاق می شود، اما افسانه های یتی به عنوان یک کریپتید، به احتمال زیاد از قرن نوزدهم و با ورود فرهنگ غربی به این مناطق، کم کم شکل گرفت.

البته باید بگوییم که جامعه دانشگاهی و علمی، نمی تواند وجود این کریپتید را که به نوعی، پسرعموی دور پاگنده است، بپذیرد، زیرا تا به امروز هیچ مدرکی دال بر واقعی بودن آن پیدا نشده است. یکی از مشهورترین مواردی که باعث جدی تر گرفته شدن این هیولای خیالی شد، این بود که طی یک سفر اکتشافی به کشور بوتان، مقداری مو کشف شد که گفته می شد متعلق به یتی است. این موها در سال 2013 مورد آزمایش قرار گرفتند و پروفسور «برایان سایکس» مدعی شد که این آزمایش نشان داده موی منسوب به یتی، متعلق به هیچ جاندار شناخته شده ای نیست.

باورهای نادرست در حوزه تاریخ

با این حال، پس از آن که هیجان این خبر، رسانه ها را ترک کرد، آزمایش های دیگری نشان دادند که این ادعا نادرست بوده است و نمونه های منسوب به یتی متعلق به دو نوع خرس یعنی خرس قهوه ای و خرس آسیایی بوده اند. عده دیگری هم یتی را نوعی نخستی غول پیکر دانسته اند که تصور می شود در گذشته منقرض شده، اما این گونه به نحوی تاکنون زنده مانده است. با این حال، هنوز هیچ نتیجه مشخصی در مورد واقعی بودن این کریپتید گرفته نشده است و بهترین توضیحی که برای آن داریم، این است که تبتی ها به احتمال خیلی زیاد، خرس های هیمالیایی را با یتی افسانه ای اشتباه گرفته اند.


7. خون آشام ها و گرگینه ها واقعی هستند

شاید بتوان گفت که خون آشام ها و گرگینه ها مشهورترین با شناخته شده ترین هیولاهای جهان ادبیات و هنر نمایشی هستند. تاکنون بارها و بارها رمان ها، فیلم های سینمایی و حتی سریال های تلویزیونی متعدد در مورد این هیولاها ساخته شده اند. شاید اغراق آمیز نباشد بگوییم که تشنگی عموم مردم برای پرداختن به داستان های خون آشام ها و گرگینه ها کمتر از تشنگی خون آشام ها برای خون انسان نیست. نویسندگان بسیاری مانند «برام استوکر»، «استفنی مایر»، «آن رایس» و «استیون کینگ» داستان های خود را از صنایعی غنی در افسانه های محلی اروپا الهام گرفته اند، اما افسانه های خون آشام ها از کجا پیدا شدند؟

معروف ترین افسانه خون آشامی متعلق به زمان «دراکولا» نوشته «برام اسنوکر» است. او شخصیت دراکولا را با الهام از افسانه هایی در مورد شخصیت تاریخی «ولاد تپس» شکل داد. ولاد یکی از رهبران رومانیایی بود که از سرزمین خود در برابر حمله ترکان عثمانی به خوبی دفاع کرد. با این حال ولاد به قسی القلب بودن شهره بود. به همین دلیل، در افسانه های محلی شرق اروپا، او را موجودی خونخوار معرفی کردند. با گذشت زمان، افسانه های محلی شاخ و برگ بیشتری پیدا کردند و توانایی هایی به این هیولاهای تخیلی اضافه شد. البته در دوره هایی، مردم شرق اروپا، وجود این هیولاها را باور هم کرده بودند. برای مثال، متفکر مشهور، «ولتر» هم در یکی از نوشته های خود، خون آشام ها را موجوداتی واقعی می دانست. 

باورهای نادرست در حوزه تاریخ

حتی در بعضی کتاب های تاریخی هم در این مورد چیزهایی نوشته شده، برای نمونه در بعضی روستاهای شرق اروپا، داستان هایی از قرن شانزدهم و هفدهم باقی مانده که نشان می دهد چوبی درون قلب بعضی از اجساد در هنگام تدفین فرو برده می شد تا از تبدیل شدن آنها به خون آشام، جلوگیری شود. البته امروزه می دانیم که آنها در اشتباه بودند و خون آشام های افسانه ای وجود ندارند. اگر می پرسید چرا باید به شما بگوییم که اگر آنها واقعی بودند، بر اساس یک محاسبه ریاضی ساده، در عرض کمتر از سه سال، تمام انسان های روز زمین را از بین می بردند. پس نگران نباشید. آنها تنها در داستان های تخیلی به مردم حمله می کنند.

در مورد گرگینه ها همداستان تا حدی به همین شکل است. در کتاب های تاریخی مانند تاریخ هرودوت یا داستان های ویرجیل، در مورد انسان هایی که می توانند به گرگ تبدیل شوند، چیزهایی گفته شده. البته افسانه های گرگینه ها مختص اروپایی آن نبوده اند. حتی در ایران هم روایت هایی از این موجودات افسانه ای وجود داشته و در کتاب «عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات» که بعد از اسلام در توس نوشته شده هم، دو داستان از گرگینه ها ذکر شده است.

با این حال و با وجود آن که دنیای هالیوود، فیلم ها و سریال های زیادی در مورد گرگینه ها ساخته، اما تاکنون هیچ مدرکی در مورد این که بدن انسان قادر باشد تغییراتی مانند گرگینه ها پیدا کند، به دست نیامده است، چرا که برای تغییری با این شدت، می بایست ژنوم فرد تغییرات اساسی پیدا کند و ما میدانیم که چنین چیزی غیرممکن است. پس گرگینه ها هم مانند اقوام افسانه ای شان - یعنی خون آشام ها - واقعی نیستند و تنها در ذهن خلاق انسان ها وجود دارند نه در دنیای واقعی.


8. پاگنده در جنگل های آمریکا پنهان شده است

«پاگنده» یا «ساسکواچ» (Sasquatch) نوعی «کریپتید» در افسانه های محلی آمریکای شمالی است. کریپتیدها یا «نهان جانداران» موجوداتی هستند که در حوزه خاصی از علم به نام «کریپتولوژی» یا «نهان جاندارشناسی» مورد بررسی قرار می گیرند. دلیل استفاده از کلمه کریپتید برای آنها، این است که وجود این موجودات، هرگز به صورت مستند، ثابت نشده و هیچ مدرکی هم برای اثبات حقیقی بودن آنها به دست نیامده است. پس چرا بسیاری از مردم آن را واقعی می پندارند؟

باورهای نادرست در حوزه تاریخ

دلیل این امر، این است که گزارش های زیادی در مورد مشاهده این کریپتید در دست است. البته محققان و علاقه مندان به پاگنده مدعی هستند که مدارک اثبات زیادی برای واقعی بودن این موجود دارند. جامعه علمی هم هنوز وجود این کریپتید را به رسمیت نمی شناسد. بسیاری از دانشمندان به خوبی نشان داده اند که مدارک ارائه شده در مورد پاگنده صحت ندارند. آزمایش های انجام شده روی این مدارک نشان داده که یا آنها مربوط به موجودی شناخته شده مانند انواع نخستی ها یا انسانند یا جعلی و ساختگی هستند. بنابراین می توانیم با اطمینان بگوییم که موجودی به نام پاگنده وجود ندارد، زیرا اگر وجود داشت، باید حتما ردی از آن پیدا می شد.


9. هواپیماها و کشتی ها در مثلث برمودا گم می شوند

«برمودا» نام جزیره ای در اقیانوس اطلس است. مهم ترین چیزی که این منطقه را به شهرت جهانی رسانده، ماجرای ناپدید شدن هواپیماها و کشتی ها در آنجاست. همه چیز هم از پنجم دسامبر 1945 (14 آذر 1324) شروع شد. در آن روز، هواپیمای پرواز شماره 19 در حالی که بر فراز این منطقه پرواز ناپدید شد. آخرین پیام های آنها به برج مراقبت نشان می داد که وضعیت جوی دچار تغییر ناگهانی شده بود و قطب نماهای آنان از کار افتاده بودند.

در واقع، خلبان ها نمی دانستند که در چه مکانی هستند. در فوریه سال بعد، منطقه ای که پرواز 19 در آنجا ناپدیده شد، به وسیله «وینسنت اچ گدیس» برای اولین بار «مثلث اسرارآمیز برمودا» نامیده شد. نوشته های گدیس سونامی عظیمی را به راه انداختند. پس از آن بود که کتاب ها، مقالات، مستندها و فیلم های سینمایی بسیاری راهی بازار شدند که به وجود نیروهایی اسرارآمیز در جنوب شرق ایالات متحده باور داشتند. با این حال «لری کوش» در کتاب «رازگشایی مثلث برمودا» ناپدید شدن هواپیمایی را که باعث شهرت این منطقه شد، مورد بررسی قرار داد. او در این کتاب به خوبی نشان داد که با کمی تحقیق در مورد ادعاهای مطرح شده، می توان به حقیقت ماجرا و ادعاهای مربوط به این پدیده، دست پیدا کرد.

باورهای نادرست در حوزه تاریخ

آقای کوش در این کتاب با ارائه تحلیلی دقیق نشان می دهد که هواپیمای 19 در حقیقت راه خود را در اثر توفان گم کرده و زمانی که سوختش در حال پایان یافتن بود، می بایست حدود 300 تا 600 کیلومتری شمال باهاماس و 100 تا 400 کیلومتری شمال شرقی «کیپ کاناورال» باشد. با این حال، متاسفانه بقایای این هواپیما یافت نشد و این منطقه، هنوز هم در نظر بسیاری از مردم جهان، اسرارآمیز است. البته همین افراد به این نکته توجهی نمی کنند که مردم بسیاری بدون هیچ مشکلی هر روز در این منطقه به دریانوردی و هوانوردی می پردازند و هیچ کس هم ناپدید نمی شود. هر چه باشد، شایعات هر چند هم نادرست غیرواقعی باشند، گاهی از واقعیت هیجان انگیزترند.


10. آدم فضایی ها انسان ها را می دزدند و روی آنها آزمایش انجام می دهند

«ربوده شدن به وسیله بیگانه ها» (Alien Abduction) پدیدهای است که بسیاری افراد مدعی تجربه آن هستند. آنان ادعا می کنند که به وسیله بیگانه های فضایی ربوده شده اند.عده ای از این افراد، همچنین مدعی می شوند که بخشی از زمان این ربوده شدگی را از یاد برده اند و برخی هم مدعی می شوند که ربایندگانشان انواع مختلفی از آزمایش های دردناک را روی بدن شان انجام داده اند.

در بین علاقه مندان به یوفولوژی، این تجربه به «برخورد نزدیک از نوع چهارم» هم مشهور است. نخستین مورد در این حیطه به ادعای زوج مشهور «بتی و بارنی هیل» بر می گردد. این زوج در سال 1961 مدعی شدند که هنگام سفری بین شهری به وسیله بیگانه هایی فضایی ربوده شده بودند. بر اساس ادعاهای آقا و خانم هیل، این بیگانه ها به آنها گفته بودند که از منظومه ای به نام «زتا رتیکولای» (Zeta Reticuli) به زمین آمده اند. بر اساس گفته های این دو نفر، کتابی بسیار پرفروش و همینطور فیلم سینمایی «حادثه یوفو» (UFO The Incident) ساخته شد. البته بعد از چند سال نشان داده شد که ادعاهای این دو نفر، صحت نداشته اند و تمام آنها ساختگی بوده اند.

باورهای نادرست در حوزه تاریخ

پس از بتی و بارنیل هیل، ناگهان موج عظیمی از گزارش های ربوده شدگی (در ایالات متحده آمریکا به راه افتاد. در سال های پیش از آن، عده بسیاری مدعی شدند که آزمایش های متعدد و عجیب روی بدنشان انجام شده است. همین طور عده زیادی مدعی شدند که پیام هایی مانند دوستی و صلح را از طرف این بیگانه ها برای بشریت آورده اند. با این حال، هیچ یک از آنها قادر نبودند این ادعاها را با ارائه هر نوع مدرکی اثبات کنند. باید دانست که به دلیل نبود شواهد و مدارک عینی و فیزیکی، بیشتر دانشمندان و روانشناسان، ادعاهای ربوده شدگی به وسیله بیگانه ها را در دسته «فریب»، «خودالقایی»، «اختلالات شخصیتی»، «فلج خواب» و طیف متنوعی از اختلالات روانی قرار می دهند

و آنها را به عنوان حوادثی واقعی و عینی، نمی پذیرند. همین طور در بسیاری موارد نشان داده شده است. تجربیات افرادی که این ادعا را دارند، بسیار شبیه به فیلم های سینمایی علمی - تخیلی دوران خود بوده. در نتیجه می توان این را در نظر گرفت که بسیاری از مدعیان این تجربه، از آثار تلویزیونی یا سینمایی زمان خود تاثیر گرفته اند. همین طور این را هم باید در نظر داشت که هنوز وجود بشقاب پرنده ها برای ما ثابت نشده است و مدرکی در این مورد در دست نداریم. در نتیجه می توانیم با اطمینان بگوییم که برای تمام کسانی که مدعی این تجربه هستند، توضیحی منطقی و شناخته شده می توان ارائه داد و لزوم ادعاهای آنها به معنی واقعی بودن شان نیست.



منبع : Bartarinha

اگر فیلم یا ویدئو یا تصاویری دارید که تمایل دارید با دیگران به اشتراک بگذارید، از بخش خبرنگاران صلح برای ما ارسال نمایید. تا پس از بررسی در مجله مدیا صلح منتشر گردد.

اگر تمایل داشته باشید با نام شما منتشر خواهد شد. البته در ارسال تصاویر و ویدئو ها و فیلم های خودتان، قوانین و عرف را رعایت نمایید تا قابلیت پخش داشته باشند.

خبرنگاران پایگاه تحلیلی خبری صلح

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.